
سلام شادیم
بخدا دارم میمیرمممم دیروز همین وقتا بود این اتفاق افتاد
قلبم داره تند تند میزنه دارم سکته میکنم نمیدونم چی شد یهویی خیلی بد بود
عارفه صحبتاتو برام فرستاد بخدا گوش میدادم داشتم از گریه و اعصاب خوردی میمردم
قربونت برم دنیامی به خدا دارم دیونه میشم بدون تو
یک روزه هیچی نخوردم دستم به هیچ کاری نمیره فقط مثل دیونه ها روی تختم دراز کشیدم
اینکه گفتی دیگه نمیشه کاری کرد بخدا ولت نمیکنم او مال منی قول دادیم نمیزارم ازم بگیرنت
این اتفاق باعث شد عشقم بهت بینهایت برابر بشه
دلم برای دستات تنگ شده دستای کوچولوت...
از من دورش کردن ولی به دستش میارممممم قووول میدم
دلم برای آقایی گفتنت تنگ شده کاش میتونستی بهم زنگ بزنی باهام حرف بزنی
تو فقط غصه نخور گریه نکن همه چی درست میشه بدون گریه کنی انگار من گریه میکنم
نمیدونم دیگه چی بنویسم فقط دوستت دارم بینهایت و مال خودمی
به امید اینکه هر چی زودتر همه چی درست بشه و بهم برسیم زودتر
دوست دار همیشگی تو
برچسب: روز اول مدرسه,روز اول که میخندیدی,روز اول دانشگاه,روز اول مهر,روز اول عید فطر,روز اول ذی الحجه,روز اول عيد قربان,روز اول که دیدمش گفتم,روز اول ماه رمضان 1395,روز اول دانشگاه چه کنیم,
نویسنده: بردیا مرادی